تکامل
سلام دوستان
اون روز که از سرکار داشتم برمیگشتم رفتم دنبال آلنی تا با هم بیایم خونه رسیدم آلنی گفت من کارم یه خورده دیگه طول میکشه و اگه امکان داره چند دقیقه صبر کن. همینجور که منتظر بودم یه سری خاطرات تو ذهنم مرور شد.
اون اوایل که تازه با آلنی داشتیم آشنا میشدیم
هر اتفاق کوچکی میتونست من رو عصبانی کنه. مثلا همین دیر کردن آلنی که همیشه به خاطرش اعصابم خورد میشد. (دلیلش هم این بود که آقا باید کلی به موهاش میرسید تا راضی شه بیاد بریم بیرون![]()
) برعکس من آلنی همیشه خیلی آروم بود خیلی کم عصبانی میشه و وقتهایی هم که عصبانی میشه خیلی کنترل داره روی رفتارش و بیشتر وقتها نشون نمیده. من انتظار یک آدم کامل و بدون نقص رو داشتم که قطعا کسی رو تو این دنیا نداریم که کامل باشه و هر انسانی ضعف هایی هم داره. به مرور یاد گرفتم که کسی که دوستش دارم رو با همه ضعفهاش دوست داشته باشم. باید ببینم ضعفها رو ولی حتی اونا هم برام قابل احترام باشن. باید سعی کنیم که ضعفهامون رو با کمک هم از بین ببریم باید بتونیم با هم رشد کنیم. و این اتفاقی بوده که دقیقا توی این چند سال برای هر دو ما افتاده. به گذشته که نگاه میکنم میبینم همه تغییراتی که داشتم رو دوست دارم. بعد از ازدواجمون توی فامیلمون خیلی ها بهم گفتن که تو بعد از آشنایی با آلنی خیلی رشد کردی(این معنی اش این نیست که قبلا بد بودما
معنی اش اینه که تونستم ضعف ها م رو برطرف کنم). و این دقیقا متقابلا برای آلنی هم بوده
(اینو هم بر اساس حرفهای خانواده اش میگم
). خیلی ها وقتی ما رو دیدن گفتن چقدر شما دو تا به هم دیگه میاین در صورتی ک اصلا اینطوری نبوده که ما از اول عین هم باشیم یا اینکه الان عین هم شده باشیم. تفاوتهایی که ما با هم داشتیم شاید کم هم نبوده ولی هر دومون یاد گرفتیم که به تفاوتهامون احترام بزاریم. هیچوقت با هم به خاطر این تفاوتها قهر نکردیم چون هیچکدوممون اصلا بلد نیستیم
نمیگم ناراحتی نبوده بینمون ولی حتی تو اوج ناراحتیامون هم فراموش نکردیم که چقدر همدیگه رو دوست داریم. هیچوقت تو ناراحتیامون منتظر نموندیم تا اون یکی پیش قدم شه. نزاشتیم غرورمون تو اینجور مواقع جولان بده.
اون روز هی این خاطرات تو ذهنم مرور شد و هی داشت لبخندم بیشتر میشد و نگاه میکردم که ببینم آلنی کی میاد که دیدم آلنی با عجله کاپشنش رو دستش گرفته و داره میاد. با لبخند گفتم سلام عزیزم خسته نباشی. آلنی هم گفت سلام ببخشید عزیزم دیر شد. خیلی راحت میتونیم لحظات زندگیمون رو شاد کنیم خیلی راحت میتونیم با چیزهای بی ارزش آرامش زندگیمون رو بهم نزنیم.